غلامعلى صفايى
138
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
به كمك آنان نمىشتافتند ، از ترس وفا به عهد خود نمىكردند : « لو لا فوارس من نعم و اسرتهم * يوم الصليفاء لم يوفون بالجار » « 1 » شاهد : در عدم عمل جزم « لم » بر فعل مضارع « يوفون » است و إلّا نون آن فعل به جزم بايد ساقط مىشد . تركيب شعر : « لو لا » شرطيه و « فوارس » جمع « فارس » مبتدايى است كه خبر آن « موجود » محذوف است « من نعم » متعلق به شبه فعل عموم صفت براى « فوارس » و « اسرة » عطف بر « فوارس » و « يوم الصليفاء » متعلق به « موجود » و « الصليفاء » تصغير « الصلفاء » مىباشد و « لم يوفون » جواب « لو لا » و « بالجار » متعلق به « يوفون » است . معناى شعر : « اگر نبودند سواركاران قبيلهء نعم و خويشاوندان آنان در روز جنگ صليفاء وفا نمىكردند آن جماعت به عهدى كه با همپيمانان خود داشتند » . فقيل ضرورة و قال ابن مالك لغة : دربارهء عدم عمل جزم « لم » دو نظريه است گروهى مىگويند : اين عدم عمل فقط در ضرورت شعرى است ، لكن ابن مالك مىگويد اين لغتى از لغات عرب است كه هم در شعر و هم در نثر جايز است . و زعم اللحياني : و على بن مبارك لحيانى از نحويين كوفه و از شاگردان كسايى قائل است به اينكه بعضى از قبائل عرب به واسطهء « لم » نصب به فعل مضارع مىدهند ، مانند قراءت بعضى از قراء - ابو جعفر منصور - « 2 » در اين آيهء شريفه : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ( انشراح / 1 ) لكن ديگر نحويين تمسك به آيه با اين قراءت براى اثبات ناصبيت « لم » مردود دانسته و فتح « نشرح » را اين گونه توجيه كردهاند كه اصل اين فعل « نشرحن » بوده كه در آخر فعل ، نون تأكيد خفيفه قرار داشته و فتح لام الفعل به واسطهء الحاق نون تأكيد و به مناسبت با آن است ، و بعد از حذف نون تأكيد براى دلالت بر وجود نون در اصل اين فعل ، فتحه باقى مانده است چون فعل مضارع به جهت الحاق نون
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 674 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 131 ، الخزانة : 3 / 626 ، همع الهوامع : 2 / 56 ، حاشية الصبان : 4 / 6 . ( 2 ) - الكشاف : 4 / 770 .